بردیای دروغین پسر كورش بزرگ
بردیای دروغین پسر كورش بزرگ
بَردیا(به یونانی اسمردیس) (به پارسی باستان
)درگذشتهٔ ۵۲۱ پیش از میلاد نام پسر کوچکتر کوروش بزرگ هخامنشی و برادر کمبوجیه دوم بود.
نام
نام بردیا را یونانیان اِسمِردیس نوشتهاند. نام بردیا از ریشه -bard (بلند بودن) پارسی باستان مشتق شده و معنی این نام «والا» و «متعالی» است. واژههای برزو و همچنین بخش -برز در نام البرز با این واژه همریشه هستند به معنی نیک و والا، بلند پایه، برازنده، ستاره میباشد ۱- (در یونانی، smeydis)؛ ۲- (در اوستایی) به معنای «بلند پایه»؛ ۳- (اَعلام) دومین پسر کورش بزرگ و برادر کمبوجیه (سومین پادشاه هخامنشی) است[حدود ۵۲۵ پیش از میلاد] بَردیا ظاهراً به امر کمبوجیه کشته شد.
معمای قتل بردیا
هرودوت در داستانی که از این ماجرا نقل میکند، مینویسدکمبوجیه برادر خود بردیا را قبلاً از مصر روانهٔ پارس کرده بود چون به او حسادت میورزید. کمبوجیه پراکزاسیه (وهوک) را که بیش از همه کس مورد اعتمادش بود مأمور کرد تا برادرش را معدوم کند. پراکزاسیه (وهوک) به پارس رفت و دستور را اجرا کرد. به روایتی او قربانی خود را در شکارگاه کشت و قول دیگر حاکی است که او را به دریای اریتره[یادداشت ۱] برده، آنجا غرق کرد. همین واقعه پیش درآمد ماجراهای فراوان شد.[۱]روایت هرودوت و کتیبه بیستون از جریان بردیا چنین است که: کوروش بزرگ، در بستر مرگ، بردیا را به فرماندهی استانهای شرقی شاهنشاهی ایران گماشت. کمبوجیه دوم، پیش از رفتن به مصر، از آنجا که از احتمال شورش برادرش میترسید دستور کشتن بردیا را داد. مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال ۵۲۲ (پیش از میلاد) شخصی به نام گئومات مغ خود را به دروغ بردیا نامید و بر کوهی نزدیک شهر ایرانی پَیشیاوادا اعلام شاه بودن کرد. در متون تاریخی از وی به عنوان بردیای دروغین یاد شدهاست.
برخی از دانشمندان مدرن، برای نمونه آلبرت امستد آشورشناس آمریکایی عقیده دارند مردی که بر کمبوجیه شورید برادر واقعی و وارث حقیقی سلطنت بود که داریوش او را کشت، آنگاه او را گوماتا (گئومات) نامید و داستان بردیای دروغین را اختراع کرد تا غصب سلطنت را موجه جلوه دهد.[۲][۳] بردیا یک دختر بنام پارمیس از خود بجا گذاشت که داریوش وقتی شاه شد با او ازدواج کرد تا به جایگاه خود وجههٔ قانونی ببخشد.[۴][۵]
لیکن بعقیده زرین کوب با وجود بعضی مسایل که شاید این استنباط را موجه جلوه دهد، کشته شدن بردیای واقعی به دست داریوش در حال حاضر روی هم رفته سوءظنی بیش نیست. [۶] اصل هر دو خبر راجع به قتل بردیای واقعی به دست کمبوجیه ژ و طغیان یک بردیای دروغین بدون کمترین مظنهٔ بدگمانی و با وجود اختلاف در جزئیات، توسط مورخان یونانی نیز نقل شدهاست. اگر منظور داریوش از جعل داستان آن باشد که تا حق ولایت خود را بر تخت و تاج ثابت کند، چگونه میتوانست این دروغ را به تمام نجبا، بزرگان که در صورت خلاف، لابد آنها هم خود را به قدر وی شایستهٔ تخت و تاج میدیدهاند، بقبولاند و هیچ کس به تکذیب او نپردازد. بعد از داریوش هم اعقاب هیچ یک از نجبای پارس که احیاناً گهگاه مخالف میشدهاند، در صحت اصل داستان و درستی حق وراثت و ولایت داریوش، اظهار تردید نکردهاست. ظهور یک عده از مدعیان دیگر که در آغاز سلطنت داریوش دایم خویشتن را بجای اشخاص دیگر جا میزدند و حتی بعضی از آنها نیز خود را بردیا برادر کمبوجیه میخواندند، نشان میدهد که در آنگونه احوال ادعای یک مغ زیاد غریب نبودهاست. در پارس نیز شخص دیگری به نام وهی یزدات که به نام بردیای دروغین دوم مشهور است، خود را بردیا پسر کوروش خواند و قشون ساخلویی که در پارس بودند به او گرویده، بر داریوش شوریدند.[۷] در بابل نیز یک نفر ارمنی ادعا کرد که پسر نبونید است و به عنوان بختالنصر سوم دعوی سلطنت میکرد.[۸] [۹] چیزیکه حاکی از جعل و تزویر در تمام اخبار مربوط به این رشته از طغیانها باشد، در روایات نسلهای بعد از داریوش نیز یافت نمیشود. در واقع چون احتمال تبانی بین تمام روایات موجود در آنچه به اصل خبر مربوط است، منتفی است، اصل خبر را میتوان به عنوان خبری شایع پذیرفت نهایت آنکه در قبول جزئیات آن البته باید آنچه را جعل و کذب و مبالغه به نظر میآید، کنار گذاشت. [۱۰] انچه مشخص است این است که کسی از انچه بر سر بردیا فرزند کوروش امده است چیزی نمیداندهر کدام از نویسنده ها نظر شخصی خود را در باره فرزند کوروش بزرگ نقل میکنند این نوشته هابیشتر به تعاریف کوچه بازاری شباهت دارد تا به اصل قضیه ولی مشخص است که بردیا محبوب همگان بود و همه از نبود او در میان خودشان ناراحت بودند اینجا میخواهم به راز بردیا اشاره کنیم تنهانوشته ای که از زبان بردیا است بدین شرح است من هستم بردیا هستم فرزند کوروش بزرگ.موقعی که خبررا به من دادندمن بسیار ناراحت شدم با برادر خارج شدیم به سمت راه رفتیم از او حقیقت را پرسیدم مطابق فرمان کوروش او گفت دروغ سرزمین ها را فرا میگیرد نشانی از کوروش و خاندانش باقی نمیماند دارندگان شوکت به زیر می افتند زیبایی های جهان زشتی میشود مرا بهت فرا گرفت از برادر جدا شدم و راه را پیش گرفتم مسافر تاریخ شدم از اهورامزدا خواستم اهورا مزدا اجابتم کرد مرگ کوروش بر من سخت بود تا روزی که باز می ایم درود بر من روزی که خواهم امد و جهان را از عطر کوروش لبریز خواهم کرد نام او را که شاهنشاه جهانیان بود زنده میگردانم و ابادی بسیار خواهم کرد اهورا تو فیقم دهد ای کسی که نوشته را میخوانی بدان که بردیا نمرده است این پنهان شدن از نظرها درباره یک شخصیت مسلمان و حضرت عیسی و چهار پیامبر دیگر نقل میشودچنین به نظر میرسد که همه انها روزی با هم به زمین بر خواهند گشت و پیشاپیش همه انها فرزند کوروش بزرگ خواهد بود همان نظریه ای که نستر اداموس از ان سخن میگوید و به اشتباه پایان دنیا میخواند جریان دقیق پنهان شدن بردیا از جایی اغاز میشود که بردیا به همراه کمبوجیه از پاسار گاد خارج میشود گمان میرود که کوروش بزرگ انها را به پیش خود فرا خوانده است در راه اتفاقی می افتد که فقط کمبوجیه راز ان را میفهمد و دیگر از بردیا اثری پیدا نمیشود نجیب زادگان ومردم خود را در سحطی نمی بینند که از کمبوجیه که حال جانشین کوروش است جریان را بپرسند به این ترتیب گمان می کنند که کمبوجیه برادر را در راه کشته است حتی خواهر بردیا که گویی عاشق بردیا بوده تا پایان زندگی خود منتظر بردیا میماند
بنابر عقیده بعضی باستان شناسان او در گوردخمه سرخ ده دفن شدهاست.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 23:55 توسط مهدی
|
